مرتضى راوندى
6
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عدهاى از دانشمندان مىگويند كه حيات از دو ميليارد سال پيش در روى زمين وجود داشته است ولى فقط از يك ميليارد سال به اين طرف ، آثارى از زندگى در روى زمين مشاهده مىشود . در سالهاى اخير دانشمندان شوروى دربارهء زمين و كرات آسمانى نظريات و عقايد تازهاى ابراز كردهاند ، ازجمله آكادميسين « اشميت » مىگويد زمين و ساير سيارات از ابتدا سوزان و مذاب نبودهاند و اگر ديده مىشود كه اكنون درجهء حرارت در هستهء مركزى زمين زياد است ، و وجود آتشفشانها كانون حرارت بزرگى را در مركز زمين نشان مىدهند ، حرارت مزبور بعد از تشكيل زمين بر اثر تجزيهء مواد راديوآكتيو اجسام در مركز زمين به وجود آمده است . ه . ج . ولز مىنويسد : « در نظر مردم بدوى و وحشى ، اين زمين هموار مىنمايد و آسمان چون گنبدى است بر فراز آن ، كه خورشيد و ماه و ستارگان از اين سوى به آن سوى مىگذرند و از راهى رازگونه از پهلو يا از زير زمين بازمىگردند . ستارهشناسان بابل و چين پس از قرنها رصد ستارگان ، هنوز گمان مىكردند كه زمين هموار است . « يونانيان بودند كه نخستينبار آشكار دريافتند كه زمين گوى مانند است . با اينهمه زمين را بسيار بزرگ مىپنداشتند ، كرهء زمين مركز هسته بود و خورشيد و ماه و ستارگان سيار و ثابت بر گرد اين مركز در مدار كوههاى شفاف مىگشتند . در سدهء پانزدهم از اين گذشتند و كپرنيك فرضيهء شگفت خويش را كه خورشيد مركز است نه زمين ، بيان كرد . با پيدايش تلسكوپ به دست گاليله در قرن هفدهم نظريات كپرنيك قبول تمام يافت . پيشرفت در ساختمان تلسكوپ به راستى مرحلهاى نو بود در زمينهء انديشهء آدميان ، و ديدگان مردم را بر جهان هستى گشود . . . اكنون مىدانيم كه خورشيد مركز افلاك است ولى درشمار ستارگان بزرگ است و پرتو آن نسبت به ديگران بسيار كم است . . . اسپكتروسكوپ كه به دست « فراونموفو » شيشهگر در سال 1814 م . پيدا شد ، پرتو منبع نورى را مىگيرد و از منشورها مىگذراند و آن را به رشتههاى رنگينكمان مانند تجزيه مىكند . . . با اين دستگاه مىتوان در رصدخانه نشست و تركيب شيميايى و حرارت ستارگانى را كه ميلياردها ميل از ما دورند دريافت . . . » « 8 » ولز دربارهء زمين مىنويسد : « . . . زمين ما گويى است گردون ، چون از آندور شويم همچون خاشاكى است كه در فضاى بىنهايت سرگردان است ، فضا بيشترش خلأست ، در فاصلههاى بسيار در اين خلأ مراكز خيرهكنندهء نور و ستارگان ثابت به چشم مىخورد ، همهء اينها در فضا با اينكه ثوابت نام دارند ، گردانند ؛ با اينهمه تا مدتها بشر به حركت آنها پى نبرده بود ، اينها چنان پهناورند و چنان از ما دورند كه حركت آنها ديده نمىشود ، تنها با گذشت هزارها سال است كه به اين حركت پى مىتوان برد . » « 9 » . . . برگرديم به زمين ، قطر زمين اندكى كمتر از 8 هزار ميل است ، سطح آن پر از فرورفتگى و برآمدگى است ، با آبها و اقيانوسها ، اين پوشش آب در حدود پنج ميل در ژرفترين جاها عمق دارد . اين فرورفتگى در برابر سنجش با حجم زمين ناچيز است .
--> ( 8 و 9 ) . ه . ج . ولز ، كليات تاريخ ، دورنمايى از تاريخ زندگى و آدمى از آغاز تا 1960 ميلادى ، با تجديدنظر ريموند پوستكيت ، ترجمهء مسعود رجبنيا ، ص 20 و 22 .